تمام سلاح

لغت نامه دهخدا

تمام سلاح. [ ت َ س ِ ] ( ص مرکب ) شایک. ( دهار ). کاملاً مسلح. دارای اسلحه کامل و بی نقص. شاک السلاح: و کوتوال قلعه کوه تیز با پیاده ای سیصد تمام سلاح با او نشاندند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 67 ). گفتند پنجاه هزار سوار و پیاده بودند همه ساخته و نیک اسبه و تمام سلاح و محققان گفتند چهل هزار بود.( تاریخ بیهقی ایضاً ص 568 ). روز عید چندان سوار و پیاده تمام سلاح به میدان آمد که اقرار دادند پیرمردان که بهیچ روزگار مانند آن یاد ندارند. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 604 ). رجوع به تمام و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

شایک. کاملا مسلح

جمله سازی با تمام سلاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دایانا بهترین جنگجویی به‌شمار می‌رود که در میان آمازون‌ها زاده شده‌است. او استاد هنرهای رزمی مسلح و غیر مسلح است، شامل هنرهای رزمی انحصاری آمازون‌ها، مهارت بالا تقریباً با تمام سلاح‌های سردی که تا کنون ساخته شده‌است (به ویژه کمان و زوبین). به گفتهٔ بتمن: واندر وومن بهترین مبارز تن‌به‌تن در جهان است. او از همان ابتدا مهارت بسیار بالایی در استفاده از دستبند آمازون‌ها برای جلوگیری از اصابت گلوله، و همچنین کمند طلایی خود داشت.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز