لغت نامه دهخدا
تفر. [ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) مرد چرکین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفران شود.
تفر. [ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) مرد چرکین. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به تفران شود.
مرد چرکین
تفر ( روسی: Tver ) شرکت صنایع سنگین روس است، که در سال ۱۸۹۸ تأسیس شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدیر هنرستان فنی جوجوتسوی کیوتو، یکی از بزرگان جوجوتسو و از موافقان اعدام ایتادوری. وی با ارسال ملودی ای که مینوازد، از یک ساز ژاپنی شبیه گیتار برای ارسال انرژی تفرین شده استفاده میکند.
💡 همه دیده ها پر نم و سینه چاک بگوییم تفرین آژید هاک