تغفل
مترادفها
غفلت، بیتوجهی
متضادها
توجه، دقت، هوشیاری
لغت نامه دهخدا
تغفل. [ ت َ غ َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) غفلت ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تغفله ُ تحین غفلته و تعمدها. ( اقرب الموارد ).
جمله سازی با تغفل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 13- در جبهه، مراسم عبادى نبايد طولانى شود و كارهاى مانع هوشيارى، ممنوع است. (ودّ الذين كفروا لو تغفلون )
💡 (ود الذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة ).
💡 1- او مى خواهد ما از سلاح و سرمايه ى خود غافل باشيم. (ودّالّذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم )(137)
💡 19- هر سخن و برنامه و حركتى كه مسلمانان را غافل كند، گامى است در جهت اهداف و خواسته هاى دشمن. (ودّ الذين كفروا لو تغفلون )
💡 16- احتمال غفلت در مسلمانان واقعى ضعيف است. (كلمه (لو) در جمله (لو تغفلون ) نشانه ى اين معناست.)
💡 پزشکان همواره تأکید میکنند که تغفل در بررسی دقیق علائم اولیه بیماری میتواند منجر به بروز مشکلات جدی و درمانهای بسیار دشوار و هزینهبر شود.
💡 تغفل از مسئولیتهای اجتماعی و اخلاقی در محیط کار، میتواند باعث کاهش اعتماد میان کارمندان و مدیریت شده و در نهایت بهرهوری سازمان را کم کند.
💡 در مدیریت بحران، تغفل از پیشبینی سناریوهای احتمالی میتواند باعث شود که تیمهای امدادی در مواجهه با حوادث ناگهانی دچار سردرگمی و شکست شوند.