لغت نامه دهخدا
تغفل. [ ت َ غ َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) غفلت ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تغفله ُ تحین غفلته و تعمدها. ( اقرب الموارد ).
تغفل. [ ت َ غ َف ْ ف ُ ] ( ع مص ) غفلت ورزیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). تغفله ُ تحین غفلته و تعمدها. ( اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 13- در جبهه، مراسم عبادى نبايد طولانى شود و كارهاى مانع هوشيارى، ممنوع است. (ودّ الذين كفروا لو تغفلون )
💡 (ود الذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة ).
💡 1- او مى خواهد ما از سلاح و سرمايه ى خود غافل باشيم. (ودّالّذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم )(137)
💡 19- هر سخن و برنامه و حركتى كه مسلمانان را غافل كند، گامى است در جهت اهداف و خواسته هاى دشمن. (ودّ الذين كفروا لو تغفلون )
💡 16- احتمال غفلت در مسلمانان واقعى ضعيف است. (كلمه (لو) در جمله (لو تغفلون ) نشانه ى اين معناست.)