لغت نامه دهخدا
تغفر. [ ت َ غ َف ْ ف ُ] ( ع مص ) مغفر چیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چیدن مغافیر از درخت. ( از اقرب الموارد ).
تغفر. [ ت َ غ َف ْ ف ُ] ( ع مص ) مغفر چیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). چیدن مغافیر از درخت. ( از اقرب الموارد ).
[ویکی الکتاب] معنی تَغْفِرْ: بیامرزی (جزمش برای این است که شرط شده برای جمله بعدی)
معنی لَّمْ تَغْفِرْ: نیامرزیدی و نیامرزی
معنی لَّا تَغْفِرْ: که نیامرزی (در عبارت "وَإِلَّا تَغْفِرْ لِی وَتَرْحَمْنِی أَکُن مِّنَ ﭐلْخَاسِرِینَ"چون شرط واقع شده برای جمله بعدی جزم گرفته )
ریشه کلمه:
غفر (۲۳۴ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اولا، كلماتى كه آدم عليه السلام آنها را تلقى كرد در قرآن كريم تبيين نشده و آنچه درسوره اعراف آمده مى تواند در حد خود برخى از مصاديق آن باشد، نه تماممصداق آن. پس كلمات مزبور منحصر در جمله ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين (993) نيست.
💡 و فی دعائه (ص): اسئلک عزائم مغفرتک، ای اسئلک أن توفّقنی للأعمال الّتی تغفر لصاحبها لا محالة.
💡 نيز مى فرمايد: (و اغفر لنا و ارحمنا) و نيز ازقول آدم و همسرش (عليهماالسلام ) حكايت كرده كه عرض كردند: (و ان لم تغفر لنا وترحمنا) و از نوح (عليه السلام ) حكايت مى كند كه گفت: (و الا تغفر لى و ترحمنى).
💡 (و الا تغفر لى و ترحمنى اكن من الخاسرين ) - كلامى است از نوح (عليه السلام ) كهصورتش صورت توبه است ولى حقيقتش شكر در برابر نعمت تعليم و تاءديبى استكه خداى تعالى به وى ارزانى داشت.
💡 و اما شفاعت، در آيه شريفه هيچ تعرضى به آن نشده و از اين جهت ساكت است، نه اثباتكرده و نه نفى نموده، چون اگر آيه شريفه در مقام اثبات شفاعت بود (گو اينكه مقامآيه مقام اظهار ذلت است نه اختياردارى ) جا داشت بفرمايد: (و ان تغفر لهم فانك انتالغفور الرحيم )، و اگر در صدد نفى شفاعت بود و مى خواست بفرمايد عيسى از شفيعانروز جزا نيست ديگر جا نداشت مساءله شهادت براعمال مردم را به ميان بياورد.