لغت نامه دهخدا
تعدیل کردن. [ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برابر کردن و از روی عدالت چیزی را تقسیم کردن. ( ناظم الاطباء ). || در فارسی امروزین کاستن از شدت و حدت چیزی یا عملی: فلان کس نظر خود را تعدیل کرد. رفتار خود را تعدیل کرد.
تعدیل کردن. [ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برابر کردن و از روی عدالت چیزی را تقسیم کردن. ( ناظم الاطباء ). || در فارسی امروزین کاستن از شدت و حدت چیزی یا عملی: فلان کس نظر خود را تعدیل کرد. رفتار خود را تعدیل کرد.
۱ -( مصدر ) راست کردن تعدیل کردن. ۲ - از روی عدالت تقسیم کردن. ۳ - راستکار خواندن پارسا داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای تعدیل کردن حجم مقادیر، درج و حذف در یک درخت دودویی سریعتر از درختهای بی است چون درختهای رنگ شده تلاشی برای بیشینه کردن مقدار پر شدن در یک دسته افقی از گرهها نمیکنند. (تنها کمینه مقدار پرشدن در درختهای دودویی رنگ شده تضمین شدهاست). چرخش در درختهای بی سریع تر است (چون چرخشها اغلب در دسته یکسان رخ میدهند به جای اینکه در چند گره مجزا در یک درخت دودویی رنگ شده انجام شوند). با این وجود برای مرتبسازی حجم زیادی از دادهها، درختهای بی بسیار سریعتر هستند چون با گروهی کردن چند فرزند در یک دسته و امکان دسترسی محلی، فشرده تر شدهاند.
💡 درحالیکه تنظیم کلی سنتز پروتئین از طریق تعدیل کردن بیان فاکتورهای کلیدی و تعداد ریبوزومها ایجاد میشود، آرانایهای پیامرسان میتوانند نرخهای ترجمه متفاوتی نسبت به حضور عناصر دنباله نظارتی داشته باشند و اهمیت این مسئله در تنظیمات مختلف شامل مخمر میوز و پاسخ اتیلن در گیاهان مشخص شدهاست. علاوه بر این، مطالعات اخیر در مخمر و انسان نشان داده است که اختلاف تکاملی در رشتههای سامان دهنده همسو میتواند روی تنظیمات ترجمه اثرگذار باشد.