تضرع کردن

مترادف‌ها

دعا کردن، التماس کردن، ناله کردن، توسل جستن

متضادها

تکبر، غرور

لغت نامه دهخدا

تضرع کردن. [ ت َ ض َرْ رُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نالیدن. زاری کردن. به خدای بنالیدن: در آن حالت به سه حاجت سبک مؤنت بدیشان تضرع کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی چ اول تهران ص 205 ).
تضرع کنان را به دعوت مجیب.( بوستان ).گر تضرع کنی و گر فریاد
دزد زر بازپس نخواهد داد.( گلستان ).من و اهل بیت من سر بر زمین نهادیم و تضرع و زاری کردیم. ( انیس الطالبین بخاری ص 104 ).

فرهنگ فارسی

نالیدن زاری کردن

جمله سازی با تضرع کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از تضرع کردن آن قوم پاک در فلک افتاد جوشی صعبناک

💡 و گفت: داروء دل پنج چیز است قرآن خواندن و اندر او نگاه کردن و شکم تهی داشتن و قیام شب و تضرع کردن به وقت سحرگاه و با نیکان نشستن.

💡 در لحظات سخت زندگی، بسیاری از انسان‌ها به سوی قدرت مطلق می‌روند و با تمام وجود به درگاه خداوند شروع به تضرع کردن می‌کنند.

💡 مناسک مذهبی اغلب با عبادت و تضرع کردن در خلوت، آرامش درونی را برای مؤمنان فراهم می‌آورند و آن‌ها را به یاد خالق می‌آورند.

💡 او در میان جمعیت، با صدایی لرزان شروع به تضرع کردن کرد تا شاید دعای او در میان هیاهوی مردم شنیده شود و پذیرفته گردد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران