تزویرگر

لغت نامه دهخدا

تزویرگر. [ ت َزْ گ َ ] ( ص مرکب ) مزور. غدار. حیله گر. دروغگو. دروغ پرداز:
تزویرگر نیم من، تزویرگر تو باشی
زیرا که چون منی را تزویرگر شماری.منوچهری.

فرهنگ فارسی

مزور غدار.

جمله سازی با تزویرگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تزویرگر نیم من، تزویرگر تو باشی زیرا که چون منی را تزویرگر شماری

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز