تزریق کردن

لغت نامه دهخدا

تزریق کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) درچکانیدن داروی مایع در زیر جلد، یا در داخل عضله یا ورید انسان و حیوان بیمار. تزریق. و رجوع به تزریق شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) داخل کردن داروی مایع در زیر پوست بدن

جمله سازی با تزریق کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به‌نظر می‌رسد که بزمجه‌ها از فرگشت‌یافته‌ترین مارمولک‌ها باشند. آن‌ها دگرگشت نسبتاً بیشتری نسبت به دیگر خزندگان دارند. سامانه‌های حسیِ مختلفی دارند که در شکار طعمه تأثیر بسزایی دارند و فک پایینی که ممکن است نتواند خوردن شکارهای خیلی بزرگ را به‌راحتی انجام دهد. تحقیقات اخیر نشان داده‌است که بعضی بزمجه‌ها، همانند اژدهای کومودو، زهردار هستند و برخلاف آنچه در گذشته تصور می‌شد باکتری‌های کشنده تولید نمی‌کنند. گرچه به‌جای تزریق کردن سم به بدن طعمه از طریق دندان‌های نیش ـ مانند آنچه در مورد مارها پدید می‌آید ـ سم در اطراف دندان بزمجه می‌ماند و تزریق نمی‌شود، ولی بر اثر تماس جای زخم طعمه ناشی از گازگرفتگی با سم، طعمه از پای درمی‌آید.

💡 جرقه‌نگاری ایجاد تصاویر دوبعدی است بر اساس توزیع مواد پرتوزا (رادیواکتیو) در بافت‌ها (یا مثلاً استخوان) بعد از تزریق کردن ماده‌ای که ایجاد تصاویر می‌کند.

کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز