تروز

لغت نامه دهخدا

تروز. [ ت ُ ] ( ع مص ) سخت شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). سخت شدن گوشت. ( منتهی الارب ). سخت گردیدن و هنگفت شدن چیزی. ( ناظم الاطباء ). خشک شدن و سخت و محکم شدن چیزی. ( از المنجد ). غلیظ و سخت شدن چیزی. ( از اقرب الموارد ). یقال: ترزاللحم تروزاً؛ صلب. ( اقرب الموارد ). || بسته شدن آب. ( از المنجد ). || افتادن مویهای دم شتر بر اثر بیماری. ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

سخت شدن ٠ سخت شدن گوشت ٠ سخت گردیدن و هنگفت شدن چیزی ٠

دانشنامه عمومی

شهر تروز ( به فرانسوی: Trooz ) در شهرستان لیئژ در استان لیئژ در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است.

جمله سازی با تروز

💡 با دعوت سالواتورلی، که خود دستیار سرویراستار بود، آغاز به همکاری با لا استامپا کرد. جایی که او جو سیاسی حاکم بر رم را در روزهایی که منجر به مرگ جاکومو ماتئوتی شدند، از نزدیک لمس کرد. او همچنین با برخی رهبران جبهه مخالف ضد فاشیست از جمله جیوانی آمندولا، کارلو سفورزا، کلودیو تروز روابطی داشت.

💡 مدئا که در نخستین تلاش خود برای رهایی از چنگ تسئوس شکست خورده بود، بار دیگر سعی کرد او را مسموم کند. مدئا به آیگئوس گفت به تسئوس شراب زهرآلودی بنوشاند. بر اساس روایت‌های بازمانده، این اقدام در ضیافتی عمومی صورت گرفت که به منظور قربانی کردن گاو ماراتن برپا شده بود. هنگامی که تسئوس در حال نوشیدن شراب بود، شمشیری را که با خود از تروزین آورده بود از جا برکشید تا بخشی از گوشت قربانی را ببرد. آیگئوس شمشیر او را تشخیص داد و در لحظات آخر ضربه‌ای به جام شراب او زد تا تسئوس آن را نیاشامد. پدر و پسر یکدیگر را در آغوش کشیدند و مدئا ناگزیر شد بگریزد.