ترسناکی

لغت نامه دهخدا

ترسناکی. [ ت َ ] ( حامص مرکب ) خوف و بیم و ترس و خطرناکی و وحشت. ( ناظم الاطباء ):
سه ماه از ترسناکی بود بیمار
نخفتی هیچ شب زاندوه و تیمار.نظامی.

فرهنگ فارسی

بیمناکی خوف انگیزی.

جمله سازی با ترسناکی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگرچه در ژانرهای متعددی فیلم ساخت. اما شهرت فیلم های وحشت او بر روی دیگر فیلم های او سایه افکنده است. به گونه ای که بسیاری از فیلم‌های وی در دیگر ژانرها گمنام مانده‌اند. جیمز ویل پس از مدتی تمایل و علاقه خود را به سینمای وحشت از دست داد. با این حال جاودانه های او همان فیلم های ترسناکی هستند که او ساخته بود.

💡 دریای زنگ یا زنج (عربی: بحر زنج) نام پیشین بخش غربی اقیانوس هند در مجاورت منطقه دریاچه‌های بزرگ آفریقا است که جغرافی‌دانان عرب قرون وسطی آن را زنگ می‌نامند. دریای زنگ از نظر دریانوردان عرب منطقه ترسناکی بود و افسانه‌های فراوانی در مورد خطرات فراوان آن به‌ویژه در نزدیکی مرزهای جنوبی آن وجود داشت.

💡 در طی جنگ سرد، دو سرهنگ ارتش، یکی آمریکایی و دیگری روس، نراع شخصی خود را تا مرزهای آلمان و چک اسلواکی ادامه می‌دهند. به طوری که به تدریج دشمنی این دو سرهنگ به نسبت ترسناکی بالا می‌گیرد و فرمان‌های تهدید به درگیریهای مسلحانه تمام عیار آنها تا مرحله جنگ زودهنگامی پیش می‌رود.

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز