ترزفان

لغت نامه دهخدا

ترزفان. [ ت َزَ ] ( ص مرکب ) ترجمان، یعنی شخصی که لغتی را از زبانی بزبان دیگر بیان کند. ( برهان ). ترجمان. ( فرهنگ جهانگیری ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). ترزبان. ( ناظم الاطباء ). کسی که لغتی را به لغتی دیگر تقریر نماید برای فهمانیدن کسی، و بعربی ترجمان ( ج، تراجمه ) گویند و ترزبان نیز گویند و تحقیق آنست که ترجمان معرب ترزبان است و اصل عربی نیست. و بعد از آن از او اشتقاق کردند مترجم و ترجمه و سایر صیغ. ( از فرهنگ رشیدی ). همان ترجمان مرقوم. ( شرفنامه منیری ):
ز لشکر یکی ترزفان برگزید
که گفتار ایشان بداند شنید.فردوسی.وصف تو آنست کز زبان تو گفتم
من بمیان راست ترزفان بیانم.سوزنی.رجوع به ترجمان شود. || ترزبان را نیز گویند و آن شخصی باشد که سخنهای تر و تازه نقل کند. ( برهان ) ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). و رجوع به ترزبان شود. || ( اِ ) تاوان و جریمانه. || رشوه و پاره. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ عمید

= ترزبان

جمله سازی با ترزفان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیان وافی او ترجمان آیهٔ مصحف کلام صافی او ترزفان سورهٔ فرقان

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز