ترانه گفتن
مترادفها
آواز خواندن، سرودن
لغت نامه دهخدا
ترانه گفتن. [ ت َ ن َ / ن ِ گ ُت َ ] ( مص مرکب ) نغمه ساختن. سرود گفتن:
هر نسفته دُری دُری می سفت
هر ترانه ترانه ای می گفت.نظامی.
فرهنگ فارسی
نغمه ساختن سرود گفتن.
جمله سازی با ترانه گفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گاه ترانه گفتن عقلست دستیارم در شرح عشق دادن روحست ترجمانم
💡 کودک خردسال با صدای بسیار لطیف و دلنشین خود، شروع به ترانه گفتن کرد و باعث شد تمام اعضای خانواده با لبخند به او گوش دهند.
💡 هنرمندان بزرگ همیشه تلاش میکنند تا با ترانه گفتن در مورد مسائل اجتماعی، سطح آگاهی مردم را نسبت به مشکلات موجود در جامعه افزایش دهند.
💡 او در کنسرت بزرگ شب گذشته، با چنان انرژی و هیجان بالایی شروع به ترانه گفتن کرد که تماشاگران را کاملاً مجذوب اجرای خود ساخت.