تخته پوش

لغت نامه دهخدا

تخته پوش. [ ت َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) پوشیده شده با تخته های چوبین. ( ناظم الاطباء ). به تخته پوشیده: سقف تخته پوش. || ( اِ مرکب ) تابوت:
آخر نه بر سکندر شد تخته پوش عالم
بی یار ماند تختش در تخت بار ششتر.خاقانی.چون گریزد دل از بلا که جهان
بر دلم تخته پوش می بشود.خاقانی.چو دیدم کزین حلقه هفت جوش
بر آن تختور شد جهان تخته پوش.نظامی.

فرهنگ فارسی

از کوههای منفردیست که در مرکز خراسان درحوالی طبس قراردارد.

جمله سازی با تخته پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون گریزد دل از بلا؟ که جهان بر دلم تخته پوش می بشود

💡 چون گریزد دل از بلا که جهان بر دلم تخته پوش می‌بشود

💡 آخر نه بر سکندر شد تخته پوش عالم بی‌بار ماند تختش در تخت بار ششتر

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز