تحریز

لغت نامه دهخدا

تحریز. [ ت َ ] ( ع مص ) بسیار نگه داشتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ممانعت و نگاهداری. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). || پناه دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || استوار گردانیدن جای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - در نگهداری چیزی مبالغه کردن. ۲ - پناه دادن. ۳ - محکم کردن.

فرهنگ عمید

۱. نگه داری کردن.
۲. در نگه داری چیزی کوشش و مبالغه کردن.

فرهنگ فارسی

( مصدر )۱- بسیار نگاهداشتن.۲- پناه دادن. ۳- استوار گردانیدن.

ویکی واژه

در نگهداری چیزی مبالغه کردن.
پناه دادن.
محکم کردن.

جمله سازی با تحریز

💡 کشف رمز خواندن خطوط میخی بعدها به کندی انجام گرفت؛ بدین معنی که برای خواندن کتیبه‌ها لازم بود معنای هر علامت معلوم گردد، در حالی که هنوز زبانی که این خطوط میخی بدان تحریر شده بود و زمان تحریز و ملت منتسب به آن از مسائل مجهول به‌شمار می‌رفت.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز