تبهر

لغت نامه دهخدا

تبهر. [ ت َ ب َهَْ هَُ ] ( ع مص ) پر گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || روشن شدن ابر. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

پر گردیدن. یا روشن شدن ابر.

جمله سازی با تبهر

💡 اثر ترکیبی بدین گونه است که متخصصان تبهر پیدا می‌کنند: فرض کنید دو متخصص هر دو در پیش‌بینی یک ورودی خاص خوب هستند، اما یکی کمی بهتر است، در این صورت تابع وزن‌دهی در نهایت یاد می‌گیرد که به نفع آن یکی که بهتر بوده تمایل پیدا کند. پس از این اتفاق، متخصص ضعیف‌تر قادر به دریافت سیگنال گرادیان بالاتر نیست و در پیش‌بینی ورودی بدتر و بدتر می‌شود. برعکس، متخصص ضعیف‌تر می‌تواند در پیش‌بینی دیگر انواع ورودی‌ بهتر عمل کند و به طور فزاینده‌ای به منطقه دیگری کشیده شود. این روش یک اثر بازخوردی مثبت دارد و باعث می‌شود هر متخصص از بقیه جدا شود و به تنهایی یک منطقه محلی را تحت نظر بگیرد. بنابراین در این لحظه نام "متخصصان محلی" معنادار می‌شود.

💡 نمونه‌ای از تبهر جانی را می‌توان در استفاده از ساز اوندس مارتنوت دید که در آهنگ‌های نظیر سرود ملی، چطور باید کاملاً محو شد از آلبوم بچه الف و آهنگ هرم از آلبوم فراموشکار دید. آهنگ «جایی که من تمام می‌کنم و تو شروع می‌کنی» از آلبوم زنده باد دزدها که همچنین از این ساز استفاده شده است به جین لورید یکی از پیشگامان اوندس تقدیم کرده است.