تب از

لغت نامه دهخدا

( تب آز ) تب آز. [ ت َ ب ِ ] ( ترکیب اضافی ) کنایه از شدت حرص باشد. حرارت طمع. شدت و حدت شره:
کفت عیسی آسا به اعجاز همت
تب آز را پیش از آهنگ بسته.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( تب آز ) کنایه از شدت حرص باشد حرارت طمع شدت و حدت شره

جمله سازی با تب از

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تب هجرانش افکندی و آنگه مهر تب از ثنای خسرو صاحب‌قران انگیختی

💡 اگر از ناله نی تابش تب از تو شود طی گوش سوی دل من دارکه چون نی بخروشد

💡 ترومبوسیتوپنی بارزترین عارضه جانبی مرتبط با دوز است، اما گذرا و بدون علامت است. تهوع، اسهال، سمیت کبدی، آریتمی و تب از دیگر عوارض جانبی هستند.

💡 جانم ار آتش و دل مجمر و تن عود چه باک، که دل و جان و تن و سوزش و تاب و تب از اوست

💡 اولین دوست صمیمی تب، رانی رابرتسون بود. اسکیت بازی روی یخ. تب علاوه بر هنرش ورزشکار خوبی نیز بود. اما این رابطه به جدایی انجامید چون هم تب از نظر حرفه ایی تهدید می‌شد هم رانی از لحاظ ورزشی.

💡 بسیاری از بیماران به علت علائم تب از دارو استفاده می‌کنند. تب موجب افزایش تپش قلب می‌شود؛ و ممکن است به افراد مسن یا افرادی که دچار بیماری‌های قلبی-عروقی هستند فشار وارد کند.