بیوز

لغت نامه دهخدا

بیوز. [ ب ُ ] ( ع مص ) بیز.هلاک گردیدن. ( از منتهی الارب ). و رجوع به بیز شود.
بیوز. [ ب ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز است و 112 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان باوی بخش مرکزی شهرستان اهواز است.

جمله سازی با بیوز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علاقه قابل توجهی به استفاده از درمان‌های باکتریایی برای تغییر میکروبیوتای دستگاه گوارش انسان وجود دارد که می‌تواند در درمان بیماری‌هایی مانند رشد بیش از حد باکتری‌های روده کوچک و سایر اشکال دیس بیوز مفید باشد.

💡 دگر آنکه دستور بد پیر و گوز رسید است نخجیر عمرش بیوز

💡 ساده‌ترین و اولین واحدی که در تقسیم‌بندی زمان طبقات رسوبی به کار می‌رود، بیوزون است. بیوزن می‌تواند مجموعه رسوباتی را شامل شود که در آن یک گونه فسیلی جانوری با ارزش چینه‌شناسی مشخص قرار داشته باشد.

💡 آنتی بیوز به‌طور معمول در جمعیت‌های گیاه میزبان مطالعه می‌شود و به حشراتی که از آنها تغذیه می‌کنند گسترش می‌یابد.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز