بیناسک

لغت نامه دهخدا

بیناسک. ( اِ ) بیناس. پیناسک.دریچه خانه. ( از برهان ). پیناس. ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). پینسک. بیناسگ. دریچه. ( شرفنامه منیری ).

جمله سازی با بیناسک

💡 آنجلو بیناسکی آخرین بازی ملی خود را در سال ۱۹۱۳ میلادی انجام داد.