بیداد کیش

لغت نامه دهخدا

بیدادکیش. ( ص مرکب ) بیدادپیشه. ظلم کننده و ستم کننده. ( ناظم الاطباء ):
نشد باورش کآن دو بیدادکیش
کنند این خطا با خداوند خویش.نظامی.

فرهنگ فارسی

بیداد پیشه ٠ ظلم کننده و ستم کننده ٠

جمله سازی با بیداد کیش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسیر از شکوه بیداد کیشان اینقدر دانم که غافل شکرم از دل بر زبان خشنود می آید

💡 نشد باورش کاندو بیداد کیش کنند این خطا با خداوند خویش

💡 به سردی گر فلک بیداد کیش است دل من، گرم از سودای خویش است

💡 ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش خون چون من بی کسی آسان توان بردن ز پیش

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
برعیس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز