بیخ بنفشه
لغت نامه دهخدا
بیخ بنفشه. [ خ ِ ب َ ن َ ش َ / ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بیخ سوسن. سفید است و آنرا در روم میان بنفشه می پرورند و به اطراف میبرند. اصل السوسن الابیض، و آنرا بدان جهت بیخ بنفشه گویند که بیخ سوسن سفید را در بنفشه بپرورند. ( یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به ایرشا شود.
فرهنگ فارسی
بیخ سوسن ٠ سفید است و آنرا در روم میان بنفشه می پرورند و باطراف میبرند ٠
جمله سازی با بیخ بنفشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هست هر بیخ بنفشه نافه و هر غنچه اش کرد بهر امتحان بیرون ز نوک خار مشک