بی یبصر

لغت نامه دهخدا

بی یبصر. [ ی ُ ص ِ ] ( ع جمله فعلیه ) ( از: ب + ی متکلم + یبصر، فعل مفرد مضارع ) به من می بیند. به وسیله من می بیند:
رو که بی یسمع و بی یبصر تویی
سر تویی چه جای صاحب سر تویی.مولوی.مأخوذ است از حدیث «و مایزال عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به ». ( احادیث مثنوی فروزانفر ص 18 و 19 ).

فرهنگ فارسی

( جمله فعلی ) بمن می بیند. ماخوذ از حدیث: (( لایزال عبدی یتقرب الی بالنوافل حتی احبه فاذا احببته کنت سمعا وبصرا ویدا و لسانا بی یسمع و بی یبصر و بی ینطق و بی بیطش. (( همیشه بنده من تقربق و نزدیکی مرا می جوید بوسیله نوافل تا آنکه او را دوست گیرم و چون دوستش داشتم گوش و چشم و دست و زبان او شوم تا بمن می شنود و می بیند و می گوید و می گیرد. (( رو که بی یسمع و بی یبصر تویی مر تویی چه جای صاحب سر تویی. ( مثنوی )
لایبصر نابینا کور ٠

جمله سازی با بی یبصر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رو که بی یسمع و بی یبصر توی سِر توی چه جای صاحب‌سِر توی

💡 درون جان محبوب او مکان یافت ز «بی یسمع و بی یبصر‌» نشان یافت

💡 آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست در حق آن بنده این هم بیهده‌ست

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز