بی کبری

لغت نامه دهخدا

بی کبری. [ ک ِ ] ( حامص مرکب ) ( از: بی + کبر + ی ) بی تکبری. تواضع. خضوع و فروتنی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به کبر شود.

فرهنگ فارسی

بی تکبری. تواضع. خضوع و فروتنی.

جمله سازی با بی کبری

💡 لاف بی کبری مزن کان از نشان پای مور در شب تاریک بر سنگ سیه پنهان‌تر است