بی نقش

بی نقش به معنای عدم تأثیر یا وجود نشانه‌ای از حضور در یک زمینه خاص است. این واژه می‌تواند در زمینه‌های مختلفی مانند هنر، ادبیات و حتی زندگی روزمره مورد استفاده قرار گیرد. در هنر، یک اثر بی نقش به معنای آن است که نتوانسته است احساسات یا مفاهیم عمیق را به تماشاگر منتقل کند. در ادبیات نیز، می‌تواند نشان‌دهنده کم‌عمق بودن شخصیت‌ها یا داستان باشد که نتوانسته است خواننده را به خود جذب کند. در زندگی روزمره، بی نقش بودن ممکن است به احساس فراموش شدن یا نادیده گرفته شدن اشاره داشته باشد. در چنین شرایطی، فرد احساس می‌کند که هیچ تأثیری در محیط اطراف خود ندارد و حضورش به سادگی نادیده گرفته می‌شود. بنابراین، بی نقش بودن می‌تواند در ابعاد مختلف زندگی تأثیرگذار باشد و نیاز به توجه و شناخت بیشتری از سوی دیگران را به همراه داشته باشد.

لغت نامه دهخدا

بی نقش. [ ن َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + نقش ) بی نگار. گرزه. ساده. ( یادداشت مؤلف ): اطلس؛ درم بی نقش. ( مهذب الاسماء ). رجوع به نقش شود.

فرهنگ فارسی

بی نگار ٠ گرزه ٠ ساده ٠