لغت نامه دهخدا
بی ملاحظگی. [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ / ظِ ] ( حامص مرکب ) عدم التفات. عدم دقت. بی باکی. عدم تأمل و بصیرت. رجوع به ملاحظه شود.
بی ملاحظگی. [ م ُ ح َ / ح ِ ظَ / ظِ ] ( حامص مرکب ) عدم التفات. عدم دقت. بی باکی. عدم تأمل و بصیرت. رجوع به ملاحظه شود.
عدم التفات. عدم دقت. بی باکی. عدم تامل و بصیرت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وقتی که در ۱۸۸۵ در هندوستان بودم به پارسیان گفتم اگر میخواهید بنمایید که از بودن تحت حکومت انگلیس فایده بردهاید، باید کاری برای ایران بکنید. برای تربیت پارسیان تربیت شده فرصتهای بزرگی در ایران هست… ولی پارسیان خوب پیش میرفتند و باعث این عدم اقدام در ایران بی خیالی و بی ملاحظگی پارسیان بمبئی بودند، زیرا آنها خیلی راحت و راضی از روزگای خویش بودند. من خیلی اصرار به پارسیان کردم که بروند و ببینند چقدر برادران زرتشتی آنها عقب ماندهاند نسبت به گذشتهشان و بروند و یک کاری برای پارسیان ایران بکنند به شکرانه فوایدی که از حکومت انگلیس بردند.
💡 چون سیل، بی ملاحظگی خضر این ره است این راه را به قاعده سر می کنی مکن