لغت نامه دهخدا
بی عاری. ( حامص مرکب ) باعاری ( از اضداد است ). ( یادداشت مؤلف ). || در تداول مردم، بی چشم و رویی. || تنبلی.
بی عاری. ( حامص مرکب ) باعاری ( از اضداد است ). ( یادداشت مؤلف ). || در تداول مردم، بی چشم و رویی. || تنبلی.
بی حیایی بی شرمی.
💡 مایلِ بی عاری و مستی شده شخصِ بدان هَیمَنه دستی شده