بی دخل

لغت نامه دهخدا

بی دخل. [ دَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + دخل ) بی درآمد. ( ناظم الاطباء ). بی عایدی. که دخل ندارد. که درآمد ندارد. || که دخل و تصرفی در امری ندارد. غیردخیل در کارها. رجوع به دخل شود.

فرهنگ فارسی

بی در آمد. بی عایدی. که دخل ندارد. که در آمد ندارد. یا که دخل و تصرفی در امری ندارد. غیر دخیل در کارها.

جمله سازی با بی دخل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرد حسابی از دل ما می توان گرفت بی دخل و خرج ترک تمنا شمرده است

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز