بوک و مگر
لغت نامه دهخدا
بوک و مگر. [ ک ُ م َ گ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) بمعنی بوک است و مرادف مگر، بمعنی بود که و باشد که و بعربی عسی و لعل گویند. ( برهان ) ( آنندراج ):
چنگ در شاخ هر مهی می زن
تو چه دانی زبخت بوک و مگر.سنایی.به یاد بوک ومگر چند سال بردارم
مرا خدای نداده ست زندگانی نوح.انوری.بر بوک و مگر عمر گرامی مگذارید
خود محنت ما جمله ز بوک و مگر آمد.انوری.چند بر بوک و مگر مهره فروگردانی
که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک بر است.عطار.رجوع به بوک شود.
فرهنگ فارسی
بمعنی بوک است و مرادف مگر بمعنی بود که و باشد که و بعربی عسی و لعل گویند
جمله سازی با بوک و مگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پزشک را فکنی در هزار بوک و مگر بری به کارش سیصد هزار غنج و دلال
💡 پیداست ز چشمشکه چو بیندکفلگرد افتد لبش از وسوسه در بوک و مگر بر
💡 که راه علم نپویند و روزگار عزیز کنند صرف بچون چرا و بوک و مگر
💡 ز بوک و مگر نام نیکت منزه ز چون و چرا عزّ و جاهت مبرّا
💡 یقین را در کمین بوک و مگر نیست وصال اندیشهٔ هجران ندارد
💡 بسمل همه عمرم به تمنا بگذشت در بوک و مگر امشب و فردا بگذشت