بوشاسپ

لغت نامه دهخدا

بوشاسپ. ( اِ ) رجوع به بوشاسب شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خواب دیدن رویا.

جمله سازی با بوشاسپ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در فصول نخست و دوم یشتِ هجدهم که اسماً به «اشتاد» (عدالت) اختصاص داده شده‌اند گفته شده که فر (خورنه)، اهریمن (انگره‌مینو)، ائشمه (خشم)، سرمای یخ‌بندان، اپوش‌دیو و بوشاسپ را مغلوب خویش می‌سازد.

💡 در سپیده دم، پیش از اینکه شیاطین مجبور به بازگشت به تاریکی شوند، بوشاسپ از شمال زمزمه می‌کند:«بخوابید ای مردمان! بخوابید ای گناهکاران! بخوابید و در گناه بمانید!» (هادُخت‌نسک ۴۱–۴۲) بوشاسپ از جمله شیاطینی است که با دیدن گرز میترا می‌گریزند. (یشت ۱۰/۹۷، ۱۰/۱۳۴)

💡 اگرچه «به تعداد گناهانی که انسان مرتکب می‌شود، دیو وجود دارد» و بوشاسپ از معدود دیوهایی است که به‌طور خاص در متون ذکر شده‌است، اما او در زمرهٔ شیاطینی نیست که با جزئیات کامل توصیف شده‌اند.