بوستان گرد

لغت نامه دهخدا

بوستان گرد. [ گ َ ] ( نف مرکب ) گردنده در بوستان. ( آنندراج ). که تماشای باغ و بوستان کند:
ایاغی به این بوستان گرد ده
گل سرخ بستان، می زرد ده.ملاطغرا ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

گردند. در بوستان. که تماشای باغ و بوستان کند.

جمله سازی با بوستان گرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عزم سیر با اغیار چون در بوستان گردی چو بینی سنبلی را یاد این خاطر پریشان کن

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز