بوالفضل

لغت نامه دهخدا

بوالفضل. [ بُل ْ ف َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالفضل شود.

فرهنگ عمید

صاحب فضل، دارای فضیلت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) دارای فضل فاضل.

جمله سازی با بوالفضل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرانمایه بوالفضل دستور اوی که اندر سخن بود گنجور اوی

💡 بر مبنای روایت شاهنامه، بوالفضل به فرمان ِنصر بن احمد، کلیله و دمنه را از زبان تازی به پارسی برگردان نمود و رودکی آن را به چکامه (شعر) پارسی درآورد.

💡 بشاهی در جهان تا هست آب و آتش و بادا امیر و سید و منصور بوالفضل علی بادا

💡 چو بوالفضل حسن در نزع افتاد یکی گفتش که ای شرع از تو آباد

💡 عقل گفتا حل این مشکل نیارد کرد کس هم مگر بوالفضل راد از فضل بی‌پایان‌ کند

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز