بهمدان

لغت نامه دهخدا

بهمدان. [ ب َ م َ ] ( ضمیر مبهم ) فلان و بهمان و بیسار، از کلمات و اسماء مهمله است. رجوع به بهمان شود.

فرهنگ فارسی

فلان و بهمان و بیسار از کلمات و اسمائ مهمله است ٠

جمله سازی با بهمدان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهمدان گشسب آن زمان گفت باز که‌ای گشته اندر نشیب وفراز

💡 من رهین رشوه ی او نیستم امّا حکیم خود نگوید که فلان یا بهمدان کرد آسمان