به سیمین

لغت نامه دهخدا

به سیمین. [ ب ِ هَِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) قسمی به یا بهره که پوست آن سفید باشد. این کلمه در گفتار ریدک خوش آرزو دو بار آمده است و شعرا نیز به سیمین در اشعار آورده اند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

قسمی به یا بهره که پوست آن سفید باشد این کلمه در گفتار ریدک خوش آرزو دوبار آمده است و شعرا نیز به سیمین در اشعار آورده اند.

جمله سازی با به سیمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به سیمین ستون خم درآورد و گفت که بایدت مهمان ناخوانده جفت

💡 آفتابی تو که بر پای فروبسته هلال چون به سیمین ساقِ آراسته خلخال کنی

💡 بخورشید رویان بد مهر راغب به سیمین بران جفا پیشه مایل

💡 گرانمایه صد زین به سیمین ستام ز زرینه پنجاه بردند نام

💡 روزی به زنخدانت گفتم به سیمینی گفت ار نظری داری ما را به از این بینی

افتخار یعنی چه؟
افتخار یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز