بلشون
لغت نامه دهخدا
بلشون. [ ب َ ل َ ] ( ع اِ ) بوتیمار. ( منتهی الارب ). پرنده ایست مشهور، و صاحب تاج العروس گوید گمان می کنم همان بلصوص باشد. ( از ذیل اقرب الموارد ). مالک الحزین.
جمله سازی با بلشون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بلشون (به عربی: بلشون) یک روستا در سوریه است که در ناحیه احسم واقع شدهاست. بلشون ۱٬۷۷۵ نفر جمعیت دارد.
💡 در کنار رودخانه آرام، یک بلشون سفید با پاهای بلند ایستاده بود و با دقت تمام به دنبال شکار ماهی در آب میگشت.
💡 مشاهده پرواز آرام بلشون در هنگام غروب خورشید، منظرهای بسیار زیبا و آرامشبخش را در طبیعت بکر اطراف دریاچه ایجاد میکند.
💡 بلشون با دقت و صبر بسیار زیاد، ساعتها در لبه آب ساکن میماند تا زمانی که طعمه خود به نزدیکی او برسد.