بلانوش

لغت نامه دهخدا

بلانوش. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بلانوشنده. کسی که هر چیز بد و پلیدی را میخورد. آنکه هر چیزی را بی تفاوت میخورد. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با بلانوش

💡 یک لحظه بلانوش ره عشق قدیمیم یک لحظه بلی گوی مناجات الستیم

💡 اشک روستایی در دهستان درمیان بخش مرکزی شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۶۶۰ نفر (در ۱۴۷ خانوار) بوده است.مردم این روستا از قوم بلوچ واز طایفه نهتانی بلانوشی هستن

💡 گر زانک بلا کوبد دل تو از عین بلانوشی بچری

آراست یعنی چه؟
آراست یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز