بضایع

لغت نامه دهخدا

بضایع. [ ب َ ی ِ ] ( ع اِ ) بضائع. ج ِ بضاعة، بضاعت. رجوع به هریک از کلمات در جای خود شود.

فرهنگ عمید

= بضاعت

فرهنگ فارسی

بضاعت
( اسم ) جمع بضاعت ( بضاعه ).

جمله سازی با بضایع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز خود بینی ره خود میسپارد از آن عمری بضایع میگذارد

💡 پسر گفت ای پدر چون مال داری چرا عمرت بضایع میگذاری

💡 دلا خاموش چون همدم نداری تو این عمرت بضایع میگذاری

💡 ز خود میبینی اینجاگه بخواری که عمر خود بضایع میگذاری

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز