لغت نامه دهخدا
بزم عالم. [ ب َ م ِ ل َ ] ( اِخ ) نام مادر سلطان عبدالمجیدخان، پادشاه عثمانی. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
بزم عالم. [ ب َ م ِ ل َ ] ( اِخ ) نام مادر سلطان عبدالمجیدخان، پادشاه عثمانی. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
نام مادر سلطان عبد المجید خان پادشاه عثمانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزم عالم ز دل خون شده ما گرم است مجلس عیش به یک شیشه صهبا گرم است
💡 شبستان جهان بی بهره بود از روشنی صائب زبان آتشین من چراغ بزم عالم شد
💡 زین بزم عالمی غم راحت به خاک برد آب محیط رفت بهگردکرانهها
💡 آتش استی بزم عالم بر فروز دیگران را هم ز سوز خود بسوز
💡 بی اختیار خواهی رفتن ز بزم عالم از کف منه پیاله تا اختیار داری
💡 گر چراغ بزم عالم نیست صائب کلک ما چون ز بخت تیره دایم در شبستانیم ما؟