بزرگ نسب
مترادفها
اصیل، نجیب، با اصالت، شریف
متضادها
پستنسب
لغت نامه دهخدا
بزرگ نسب. [ ب ُ زُ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) طرماح. عصر. ( منتهی الارب ). بزرگ نژاد. بزرگ زاده. با نسب عالی:
هوای صحبت آن ماهروی غالیه موی
هوای خدمت آن خواجه بزرگ نسب.فرخی.
فرهنگ فارسی
طرماح عصر.
جمله سازی با بزرگ نسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گام ر دیز مینور بر سه نوع : مینور تئوریک (طبیعی)، مینور هارمونیک و مینور ملودیک استوار است و گام بزرگ نسبی آن، فا دیز ماژور است و دارای شش علامت دیز در سرکلید است.
💡 گام دو مینور بر سه نوع مینور تئوریک (طبیعی)، مینور هارمونیک و مینور ملودیک استوار است و گام بزرگ نسبی آن، می بمل ماژور است و دارای علامت سرکلید: سی بمل، می بمل و لا بمل است.
💡 گام ر مینور بر سه نوع مینور تئوریک (طبیعی)، مینور هارمونیک و مینور ملودیک استوار است و گام بزرگ نسبی آن، فا ماژور است و علامت «سرکلید»، «سی بمل» است.
💡 عید سوم وزارت نواب کامیاب شهزادهٔ بزرگ نسب مرشد رشید
💡 آن بهی طلعت بزرگ نسب آن ز علم و ورع چراغ عرب
💡 گام ر بمل مینور بر سه نوع : مینور تئوریک (طبیعی)، مینور هارمونیک و مینور ملودیک استوار است. گام بزرگ نسبی آن، فا بمل ماژور و دارای شش علامت بمل و یک علامت دوبل بمل در سرکلید است.
💡 او که از یک خانواده بزرگ نسب و اصیل برخاسته بود، همیشه سعی میکرد با تواضع و فروتنی با تمام اطرافیان و مردم جامعه برخورد کند.
💡 در داستانهای قدیمی، شخصیتهای بزرگ نسب معمولاً با تمام شکوه و جلال خود در میان مردم شناخته میشدند و مورد احترام همگان بودند.
💡 برای حفظ اعتبار خانوادگی، او تصمیم گرفت که با رعایت اصول اخلاقی، نام بزرگ نسب خود را در میان نسلهای آینده در جامعه سربلند نگه دارد.