برینس

لغت نامه دهخدا

برینس. [ ب ِ ن ُ ] ( معرب، اِ ) ثوبر. زلفنج. شوبر.حرکة، و آن نوعی بلوط است و بزبان عامیانه اندلس بِهِش نامند. ( یادداشت دهخدا ). و رجوع به بلوط شود.

جمله سازی با برینس

💡 همی بود سی سال پیشش به پای  برینسان پرستید باید خدای

💡 طمع زو نگسلم یکبارگی هم برینسان بعد ازین شاید نگردد

💡 گر اشتیاق کعبه برینسان بود بسی ماه را بگرد کوه و بیابان برآورد

💡 فرستاده را چون برینسان براند همان گه سپه رزم را برنشاند

💡 عالم از فر تو بادا چون به نیسان بوستان عدل تو بر دوستان بادا برینسان دگر

💡 دو فرزند من کز دو دوش جهان برینسان گشادند بر من زبان

گوت یعنی چه؟
گوت یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز