برگشاده

لغت نامه دهخدا

برگشاده. [ ب َ گ ُ دَ/ دِ ] ( ن مف مرکب ) روان کرده. جاری کرده:
زدیده آب حسرت برگشاده
میان آتش سوزان فتاده.نظامی.رجوع به برگشادن شود.

جمله سازی با برگشاده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بر دیانت پای ثابت برنهاده همچو سرو وز سخاوت دست کوته برگشاده چون چنار

💡 چه خون از چشم و دل‌ها برگشاده‌ست که تا تو چشم در عالم گشادی

💡 دست ستم ملوک جهان برگشاده اند ناگه مگر به بستن ایشان شتافتی

💡 برگشاده ز فان به سحر و فسون دل مبند اندرو که عین خطاست

💡 خالی شده‌ست و ساده نُه چشم برگشاده لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین کن

💡 همی باده خوردند تا نیم شب ز خنیاگران برگشاده دولب

سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز