برون نهاد
مترادفها
برونگرا
متضادها
درون نهاد
فرهنگستان زبان و ادب
{outlier} [مهندسی نقشه برداری] مقداری از کمیت اتفاقی که بیرون از حد آستانۀ معینی قرار گیرد
جمله سازی با برون نهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جایی که جبرییل امین را نبود راه رفتی برون نهادی از آنجای هم قدم
💡 چنان شناسد کز دین همی برون آید هر آنکسی که زامرش برون نهاد قدم
💡 این رای سفر بین که برای من زد جان را ز میان برون نهاد و تن زد
💡 تا چاکرانش از تو ستانند ناگهان از زیر دامنش نتوانی برون نهاد
💡 دهر از جهات دست تطاول بر او گشود چون پا برون نهاد ز سامان کربلا
💡 شخصیت یک فرد بروننهاد معمولاً با میل زیاد به تعامل با دیگران، فعالیت در محیطهای اجتماعی و جستجوی هیجان در فعالیتهای گروهی شناخته میشود.
💡 برخلاف افراد درونگرا، یک فرد بروننهاد انرژی خود را از طریق معاشرت با مردم و شرکت در گفتگوهای طولانی و پرجنبوجوش بهدست میآورد.
💡 روانشناسان بر این باورند که مدیریت صحیح انرژی در افراد بروننهاد نیازمند ایجاد تعادل میان فعالیتهای اجتماعی و زمانهای تنهایی برای بازسازی روحی است.