برق کردار

لغت نامه دهخدا

برق کردار. [ ب َ ک ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مانند برق سریع و چابک و تند:
برق کرداربر براق نشست
تازیش زیر و تازیانه بدست.نظامی.

فرهنگ فارسی

مانند برق سریع و چابک و تند.

جمله سازی با برق کردار

💡 به دستش یکی برق کردار تیغ چو الماس بارنده بیجاده میغ

💡 برق کردار همی بدرفشد زابر دستی که فزون از جیحون

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
نمین یعنی چه؟
نمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز