لغت نامه دهخدا
برسخته. [ ب َ س َ / س ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) سنجیده:
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو خرد ساز و برسخته گوی.اسدی ( گرشاسب نامه ).سخنهای برسخته بر بانگ ساز
تو گویی و او گوید از چنگ باز.نظامی.
برسخته. [ ب َ س َ / س ِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) سنجیده:
از آهو سخن پاک و پردخته گوی
ترازو خرد ساز و برسخته گوی.اسدی ( گرشاسب نامه ).سخنهای برسخته بر بانگ ساز
تو گویی و او گوید از چنگ باز.نظامی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخنهای برسخته بر بانگ ساز تو گویی و او گوید از چنگ باز