فرهنگ معین
( ~. اَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) تخم - افشانی، پاشیدن بذر.
( ~. اَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) تخم - افشانی، پاشیدن بذر.
تخم افشانی پاشیدن بذر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به رغم فراوانی بارشها نمیتوانیم آن را به نحوی که قابل بهرهبرداری باشد در اختیار بگیریم. به عنوان نمونه، کشاورزان آفریقایی از گذشته در خصوص اطلاع از زمان مناسب بذر افشانی برای کسب بهترین زراعت و محصول آشنایی و خو گرفتهاند، اما در حال حاضر آنها نمیتوانند پیشبینی مناسب و دراز مدتی در خصوص زمان فرارسیدن بارشها داشته باشند.
💡 از تراکتور در بسیاری از کارهای کشاورزی مانند: شخم زدن، درو کردن، دندانه زدن، تسطیح، بذر افشانی، نرم کردن خاک، سم پاشی، بارکشی و… استفاده میشود.