بذار

لغت نامه دهخدا

بذار. [ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بذر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از معجم متن اللغة ) ( از ذیل اقرب الموارد ) ( شرح قاموس ) ( از تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

بذر.

جمله سازی با بذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به بذار جیگرتو بخورم اشاره کرد.

💡 از فیلم‌هایی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به تقدیم به رم با عشق، مادربزرگ رو بذار توی فریزر و همه مردان بی‌کفایت اشاره کرد.

💡 این ویدئو در سال ۲۰۰۸ نامزد دریافت جایزهٔ موسیقی ویدیوی ام‌تی‌وی در رشتهٔ «بهترین ویدیوی بریتانیا» بود اما در نهایت جایزه به «خفه شو و بذار برم» تینگ تینگز رسید.

💡 بذار وطن شه وطن![یادداشت ۱] هی!

💡 مرا نوازش کن من به نوازشت نیازمندم بذار من بهت برسم، بهم توجه کن تا به لطف خداوند به ارزوهایم برسم

💡 از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته‌است می‌توان به بخشنده، دامپلین، مردان مجرد، لیدی برد، دیکتاتور عزیزم، فیلم سودای شکارچی، مورمور، تقریباً دوست و بذار برف بباره اشاره کرد. معشوقه اول او پارسا جمال پور بوده‌است که از آن اطلاعاتی در دسترس نیست.