لغت نامه دهخدا
بدپشت. [ ب َ پ ُ ] ( ص مرکب ) ستور نارام شده که متحمل بار نباشد. ( آنندراج ). بچه هر یک از ستور که تحمل بار نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
بدپشت. [ ب َ پ ُ ] ( ص مرکب ) ستور نارام شده که متحمل بار نباشد. ( آنندراج ). بچه هر یک از ستور که تحمل بار نداشته باشد. ( ناظم الاطباء ).
ستور نارام شده که متحمل بار نباشد بچه هر یک از ستور که تحمل بار نداشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر تا من ندیدم جایگاهت فزون شد زانکه بد پشت و پناهت
💡 آنکه بد نور دیده زهرا وانکه بد پشت حیدر کرار