بد پسر

لغت نامه دهخدا

بدپسر. [ ب َ پ ِ س َ ] ( ص مرکب ) پسر ناخلف. پسر نااهل:
هر بدپسر که نیک شود روزی
آن گه شود که نیک پدر مرده.( از سندبادنامه ص 71 ).- بدپسران خانه کن؛ ناخلفان و آنانکه خانه پدر را خشت خشت بکنند و بفروشند. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

پسر ناخلف پسر نا اهل.

جمله سازی با بد پسر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشو عاق و ببر فرمان پدر را پدر هرگز نخواهد بد پسر را

💡 رهی کاو به دل شادمان دارت به از بد پسر کاو بیازاردت

💡 ونونس که فرهاد را بد پسر به روما همی آوریدی بسر

💡 گهی پور پشت پدر داد خم گهی از پدر بد پسر پر زغم

💡 عبدالملک که بد پسر او نشست باز وانگه ولید و باز سلیمان معتبر

دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز