لغت نامه دهخدا
بد خبر. [ ب َخ َ ب َ ] ( اِ مرکب ) خبر بد و ناخوش آیند:
وز آن پس شنیدم یکی بد خبر
کز آن نیز برگشتم آسیمه سر.فردوسی.، بدخبر. [ ب َ خ َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه پیوسته خبر بد و ناخوش آرد:
چون بوم بدخبرمفکن سایه بر خراب
در اوج سدره کوش که فرخنده طائری.سعدی.