لغت نامه دهخدا
بخاند. [ ب َ ن ِ ] ( ع ص ) ج ِ بَخَنداة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زنان تمام ساق کامل اندام و ساق پرگوشت. ( از آنندراج ). بَخاد. ( اقرب الموارد ). و رجوع به بخنداة شود.
بخاند. [ ب َ ن ِ ] ( ع ص ) ج ِ بَخَنداة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زنان تمام ساق کامل اندام و ساق پرگوشت. ( از آنندراج ). بَخاد. ( اقرب الموارد ). و رجوع به بخنداة شود.
زنان تمام ساق کامل اندام و ساق پر گوشت بخاد.
💡 ز خاندان شریعت چو عزم هجرت کرد بخاندان شهنشاه خاندان آمد
💡 وین حشمت خاندان خود را نفکند بخاندان دیگر