لغت نامه دهخدا
بحرم. [ ب َ رَ ] ( ع ص ) ( غدیر... ) آبگیر بسیارآب. غدیر بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
بحرم. [ ب َ رَ ] ( ع ص ) ( غدیر... ) آبگیر بسیارآب. غدیر بسیارآب. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
آبگیر بسیار آب غدیر بسیار آب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مران ما را بحرمان از در خویش مکن با ما سخن دیگر از این باب
💡 سرورم شگفت نیست که آزادم از جهان بحرم عجب مدار که اصلیست گوهرم
💡 بحرم که هر چه یابد طبعم گهر کند چون کوه که هر چه شنیدم صدا کنم
💡 غسل کنم ز آب چشم پاک شوم ز آزو خشم چون بحرم نهم قدم تا نکنم طهارتی
💡 گهی ز آب دو دیده مدام در بحرم گهی ز آتش سینه مقیم در نارم