بجاء
مترادفها
بهجای، عوض
لغت نامه دهخدا
بجاء. [ ب َج ْ جا ] ( ع ص، اِ ) گشاد. واسعة. ( اقرب الموارد ). || چشم فراخ. ( آنندراج ). زن فراخ چشم.
جمله سازی با بجاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شیخ الاسلام گفت: کی فرا یحیی معاذ گفتند: کی قومیاند کی میگویند کی ما بجاء رسیدهایم، کی ما را نماز نباید کرد. گفت: بگو رسیدهاند، بسقر رسیدهاند.